پرده بگشاى! که مردم نگرانند هنوز    

109.jpg
 

 

 

  مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز

چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز

 لاله‏ها، شعله کش از سینه داغند به دشت

 در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

از سراپرده غیبت خبرى باز فرست

که خبریافتگان، بى‌خبرانند هنوز

آتشى را بزن آبى به رخ سوختگان

که صدف سوز جهان، بد گهرانند هنوز

پرده ‏بردار! که بیگانه نبیند آن روى

غافل از آینه، این بى‏بصرانند هنوز!

رهروان در سفر بادیه، حیران تواند

با تو آن عهد که بستند، بر آنند هنوز

ذرّه‏ها در طلب طلعت رویت، با مهر

همچنان تاخته چون نو سفرانند هنوز

سحرآموختگانند، که با رایت صبح

مشعل افروز شب بى‏سحرانند هنوز

طاقت از دست شد، اى مردمک دیده! دمى

پرده بگشاى! که مردم نگرانند هنوز

"مشفق کاشانى"  

 
جگرى نیست که از سوز غمت نیست کباب
 

در سرى نیست که سوداى سر کوى تو نیست

دل سودا زده را جز هوس روى تو نیست

سینه غمزده‏اى نیست که بى ‏روى و ریا

هدف تیر کمانخانه ابروى تو نیست

جگرى نیست که از سوز غمت نیست کباب

یا دلى تشنه لعل لب دل جوى تو نیست

عارفان را ز کمند تو گریزى نبود

دام این سلسله جز حلقه گیسوى تو نیست

نسخه دفتر حسن تو، کتابى است مبین

ور بود نکته سربسته، به جز موى تو نیست

ماه تابنده بود، بنده آن نور جبین

مهر رخشنده به جز غرّه نیکوى تو نیست

خضر عمرى‏ست که سرگشته کوى تو بود

چشمه نوش، به جز قطره‏اى از جوى تو نیست

نیست شهرى که ز آشوب تو، غوغایى نیست

محفلى نیست که شورى ز هیاهوى تو نیست

مفتقر در خم چوگان تو گویى، گویى ا‏ست!

چرخ با آن عظمت نیز به جز کوى تو نیست

محمدحسین غروى اصفهانى 

 
با صدهزار دیده تماشا کنم تو را    
 

کى رفته‏اى ز دل، که تمنا کنم تو را ؟!

کى بوده‏اى نهفته، که پیدا کنم تو را ؟!

غیبت نکرده‏اى، که شوم طالب حضور

پنهان نگشته‏اى، که هویدا کنم تو را

با صدهزار جلوه برون آمدى، که من

با صدهزار دیده تماشا کنم تو را

بالاى خود در آینه چشم من ببین

تا با خبر ز عالم بالا کنم تو را

مستانه کاش! در حرم و دیر بگذرى

تا قبله‏گاه مؤمن و ترسا کنم تو را

خواهم شبى، نقاب ز رویت برافکنم

خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را

گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من

چندین هزار سلسله در پا کنم تو را!

طوبى و سدره، گر به قیامت به من دهند

یک جا فداى قامت رعنا کنم تو را

زیبا شود به کارگر عشق، کار من

هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را

"فروغى بسطامى" 

 
گفت و گو با دوست    
 

گفتم به دل سلامی از جان به دوست دادن
گفتا خوشـــــا جوابی از لعل او شـــــنیدن

گفتم گذر زکویش ما را ســـــــعادت آرد
گفتا کرم زایــــشان خواهد به ما رســـــیدن

گفتم ستم فراوان از هر طرف بیــــــامد
گفتا که درد وغمها بایـد بـــسی کشــــــیدن

گفتم زهجرجانان از درد وغــم خمیدم
گفتا عجب صــــــفایی باید که آرمـــــیدن

گفتم شود زمانی چشمم کنم ســــرایش
گفتا نما دعـــــایی خواهد به او رســــیدن

گفتم که عـــشق یارم لبریز کرده جــانم
گفتا زنور ایشـــــــان ما را چو آفریـــــدن

گفتم فــــدای نازت نازم به تو عـــزیزم
گفتا برتر زجــــانست نازی زاو خـــــریدن

گفتم به انتظارم من جــان نثــــار یارم
گفتازاو اشـــــــارت ازما به سردویــــــدن

گفتم که در نهایت شاید کند نگاهـــــی
گفتا خوشست آن دم از این قفس پریــــدن

گفتم که روی ماهش یک لحظه گرببینم
گفتا چوخوشگوارست آن لحظه پرکــشیدن

گفتم قـــسم به مولا از درگهــــش مرانم
گفتا نشین به راهش رخســار او بدیـــــدن
 

احمد جلالی    

 

باشد که همسایه مهدی گردم

   
 

  در میزنم که سائل این خانه ام کنی
دل باخته ام که با همه بیگانه ام کنی
عمری به دور شمع وجود تو گشته ام
تا شعله ای ببخشی و ویرانه ام کنی
خود را تمام عمر به دیوانگی زدم
تنها به این امید که دیوانه ام کنی
مهر وجود تو را تا ابد خواهم داشت
باشد که روز جزا همسایه ام کنی  

 
ما بی قرار کربلاییم    
 

یـابـن الحسن مـــــا عـــقـــده دار کـربـلاییم

بر تــو قــــسم، مـــا بی قــــــــرار کربلاییم

تـــرسیم مـــــاند آرزویـــــش بــــــــر دل ما

مــــا آرزومــــــنـــد دیـــــــار کربـــــــــلاییم

گــــر چه به دور از کربلا آلـــــــوده گـشتیم

امـــــا خــــــدایی غــــمــــــگسار کربـلاییم

جـــــــان سه ساله عمه گیسو سپــیدت

 مـــــا را بـــــــخر مــــــا سر به دار کربـلاییم

 تــــا جــــــان بـــود ما را ببـر یـک شب زیارت

مــــا ریــــزه خــــوار ســـفـــره دار کربلاییم

مــــا بــا کسی غیر از حـسیـن کاری نداریم

مــــا تــــشـــنه بـــــوی بــــــهـار کـربلاییم  

 
تا خدا قسمت کند روزی تماشای تو را    
 

کــی شـــود بــینم رخ مــــاه دل آرای تـو را 

 تـا کــشـم بــر دیـدگان، خـاک کـف پـای تـو را

 سـر بـه بـالـیـن بـا امـیـد دیـدن رویـت نـهـم

 تــا مگــــر در خـــواب بینم روی زیبای تـو را

گاه گـــاهی گـــر شـوم بـیـدار انـدر نیـمه شب

 از خـدا پیــوســته بـنـمـایـم تــمـنای تـو را

زخـــــم هـا دارم بـه دل از داغ هـجـران رخـت

کــی شــود شـامـل شـوم لطـف و تسـلای تو را

از خـدا خـواهـم فـزون گـردانـد از لطـف و کـرم

 بـر دل مـسـکـیـن مــن مـهـر و تـولای تـو را

بـا دلـی سـوزان بـراهـت منـتـظـر بنـشسـته ام

 تـا خــدا قـسـمت کـنـد روزی تـمـاشـای تـو را  

 
بنگر دل مرا چه صبور آفریده‌اند!    
 

روی تو را ز چشمه نور آفریده‌اند

لعل تو از شراب طهور آفریده‌اند

 خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست

آیینه تو را ز بلور آفریده‌اند

پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش

خورشید را برای ظهور آفریده‌اند

 منعم مکن زمهر خود ای مه! که ذره را

مفتون مهر و عاشق نور آفریده‌اند

خیل ملک ز خاک در آستان تو

 مشتی گرفته، پیکر حور آفریده‌اند

عیسی وظیفه خوار لب روحبخش توست

کز یک دم تو، نغمه صور آفریده‌اند

 از پرتو جمال تو در کوه و بر و بحر

سینای عشق و نخله طور آفریده‌اند

آلوده‌ایم و بیم به دل ره نمی‌دهیم

از بس تو را رحیم و غفور آفریده‌اند

سرمایه سرور دل ما ز درد توست

درد تو را برای سرور آفریده‌اند

عمری اسیر هجر تو بود و فغان نکرد

بنگر دل مرا چه صبور آفریده‌اند

از نام دلربای تو همت گرفته‌اند

تا برج آخرین مشهور آفریده‌اند

عشاق را به کوی وصال تو ره نبود

این راه دور را به مرور آفریده‌اند

"پروانه" را در آتش هجران خود مسوز

کو را برای درک حضور آفریده‌اند

محمدعلی مجاهدی (پروانه)‏    

 
اول ضمیر غائب مفرد کجایی ؟    
 

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا
آئینه کاری کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟
ای پاسخ آدینه های پر معمّا

بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم
یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد...
راحت شویم از دست اما و اگرها

آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟
اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست
ای تکسوار جاده های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست
تنها جواب اینهمه "می آید آیا؟"

یک جمعه می بینید نگاه شرقی ِ من
خورشید پیدا می شود از غرب دنیا

آقا نماز جمعه ی این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما  

 

یک شب برای من ، یک شب برای تو

   
 

یک شب بیا ستاره بریزم به پای تو
ای آفتاب من همه چیزم فدای تو
یک شب بیا به ما برسد ای اذان صبح
از پشت بام مسجد کوفه صدای تو
ما مدتی است خانه تکانی نکرده ایم
شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو
غیر از همین دو قطره اشکی که مانده بود
چیزی نداشتم که بیارم برای تو
از روزهای هفته سه شنبه برای من
شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو
روزی به خاطر سفر جمکران من
روزی به خاطر سفر کربلای تو   

دسته ها : اشعارمهدوی
سه شنبه هفتم 8 1387
 با توجه به روایت‏هایی که در زمینه جنگ‏ها و نبردهای عصر ظهور و برخورد قاطعانه امام مهدی‏(ع) با ستم‏کاران و گردن‏کشان دوران وارد شده است، این پرسش یا ابهام در ذهن برخی به وجود آمده که چگونه قیامی که با هدف عدالت گستری آغاز شده است، می‏تواند همراه با خشونت و خون‏ریزی باشد؟
برای پاسخ به این پرسش، لازم است نکاتی را به عنوان مقدمه یادآور شویم.

1. شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص)

 در روایات متعددی بر این موضوع تأکید شده است که امام مهدی‏(ع)، شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص) چه از نظر چهره و شمایل ظاهری و چه از نظر خلق و خو و رفتار است. از جمله در روایتی که از پیامبر اعظم‏(ص) نقل شده است، می‏خوانیم:
 نهمین نفر از ایشان (فرزندان امام حسین‏(ع)) قائم (برپا دارنده) اهل بیت من و مهدی است. او شبیه‏ترین مردم به من در شمائل، گفتار و رفتار است1...
 در روایت دیگری، وقتی راوی از امام محمدباقر (ع) می‏پرسد: «وقتی قائم به پا خیزد، با مردم چگونه رفتار می‏کند؟» آن حضرت پاسخ می‏دهد: «آن‏گونه که رسول خدا ـ که درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ رفتار می‏کردند تا زمانی اسلام آشکار و فراگیر شود». راوی دوباره می‏پرسد: «سیره رسول خدا(ص) چگونه بود؟» و امام پاسخ می‏دهد:
 آنچه مربوط به جاهلیت بود نابود ساخت و با عدالت به مردم روی نمود....2

 امام حسن عسکری‏(ع) نیز فرزند خود را شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص) معرفی می‏کند:
 خدا را سپاس می‏گویم که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد. او شبیه‏ترین مردم به رسول خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ است....3

 همه ما می‏دانیم که رسول خدا(ص) چنان مهربان بود که حتی حاضر نشد دشمنان خود را نفرین کند. این ویژگی رسول خدا(ص) در قرآن کریم نیز ستایش شده است و خداوند می‏فرماید: به سبب رحمت خداست که تو با آنها چنین خوش‏خوی و مهربان هستی. اگر تندخو و سخت دل بودی، از گرد تو پراکنده می‏شدند.4

 در جای دیگر نیز می‏فرماید:
 هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج می‏دهد، بر او گران می‏آید. سخت به شما دل بسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.5

 بنا براین، نسبت دادن خشونت و سنگ‏دلی به شبیه‏ترین مردم به پیامبر خاتم، حضرت رحمةللعالمین‏(ص)، هرگز شایسته نیست.


 2. قاطعیت لازمة گسترش عدالت

 چنان که می‏دانیم، امام مهدی‏(ع) با هدف گسترش ایمان، عدالت و معنویت و از بین بردن همه مظاهر کفر، ستم و فساد، قیام جهانی خود را آغاز می‏کند. طبیعی است نهضتی که با این اهداف آغاز شود، با مقاومت و مانع‏تراشی سران کفر و ستم و مروجان فرهنگ فساد و تباهی روبه‏رو می‏شود. بنا براین، امام مهدی (ع) برای پیشبرد اهداف خود چاره‏ای جز جنگیدن و درگیر شدن با سران جبهه کفر و استکبار و برخورد قاطع با کسانی که مانع قیام عدالت گستر ایشان هستند، ندارد. با این حال، آن حضرت در نبردهای خود هرگز خون بی گناهی را بر زمین نمی‏ریزد و در آغاز حرکت خود نیز از یارانش بیعت می‏گیرد که:  مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی آسیب نزنند؛ به خانه کسی آسیب نزنند؛ به خانه کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند و... .6

 به دلیل همین رفتار مناسب با عموم مردم است که در روایات می‏خوانیم پس از ظهور، همه ساکنان زمین از امام مهدی‏(ع) خشنودند و به او عشق می‏ورزند: شما را به مهدی، مردی از قریش بشارت می‏دهم که ساکنان آسمان و زمین از خلافت و فرمان‏روایی او خشنودند.7

خلیل منتظر قائم
ماهنامه موعود شماره 90

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالأنوار، ج 52، ص 379.
2. همان، ج 52، ص 381، ح 192.
3. همان، ج 51، ص 161، ح 9.
4. سوره آل عمران (3)، آیه 159.
5. سوره توبه (9)، آیه 128.
6. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 469.
7. شیخ حرّ عاملی، إثبات الهداة، ج 2، ص 524.
دسته ها :
دوشنبه ششم 8 1387
اضطراب‌های آخرالزمانی سال 2000
اخبار جالب توجه آغاز هزارة سوم
مترجم: ف. شفیعی سروستانی

با نزدیک شدن آغاز سال 2000 ـ سالی که تنها به‌خاطر داشتن «سه‌صفر»، ویژه و استثنایی گشت ـ هیجانات هزاره‌گرایی، ذهن و روح بسیاری از مردم جهان را در برگرفت. مؤسسة تحقیقاتی «گرایشات»،1 پیش‌بینی کرده بود فن غیب‌گویی و پیش‌گویی در میان کشورها توسعه یابد. پیش‌گویی‌های رایج از این قرار بود:
1. بازگشت عیسی مسیح.
2. ظهور «ضد مسیح»
3. جنگ بزرگ «آرماگدون» که موجب مرگ میلیاردها نفر می‌شود.
4. ورود میهمانان فضایی که جهان ما را به صورت چشم‌گیری تغییر می‌دهند؛
5. فجایع بزرگ طبیعی، از جمله زلزله که باعث نابودی تمدن بشری می‌گردد؛
6. فاجعة تکنولوژیکی که به دلیل عدم آمادگی در برابر برنامه‌های کامپیوتری رخ می‌دهد.
سال 2000 فرارسید و حادثة خاصی روی نداد. به نظر می‌رسید این سال نیز مانند سال‌های قبل است. پایان هزارة دوم بدون هیچ موجی آمد و رفت. مؤسسة «ینکلوویچ پارتنرز»2 یک نظرسنجی در سال 1993 انجام داد و دریافت که بیست درصد مردم آمریکا معتقد بودند: «بازگشت عیسی مسیح(ع) در حوالی سال 2000 روی خواهد داد.».
طی سال 2001 اضطراب‌های هزاره‌گرایانه به سرعت فروکش کرد. این موضوع طبیعتاً صدمات مخربی بر منتظران آخرالزمان داشته است. جالب است ببینیم آنها چگونه با این موضوع برخورد کردند و آیا این واقعه اثر ماندگار خاصی باقی گذاشته است یا خیر؟

اخبار نگرانی‌های قبل از آغاز هزارة جدید
«ریچارد لاندز»،3 مدیر مرکز مطالعات هزاره در دانشگاه بوستون گفت:
من بیشتر نسبت به بعداز سال 2000 نگرانم. ... مشکل واقعی این است که بعداز این زمان ـ در دهة اول قرن آینده ـ گروه‌های آخرالزمانی به تندروی گرایش می‌یابند. آنها به دنبال قربانی می‌گردند.
FBI مطالعة گسترده‌ای در ارتباط با احتمال خشونت‌های مذهبی در آغاز سال 2000، آغاز نمود و نام آن را «پروژة مگیدو» نهاد. وزارت اطلاعات کانادا «سی.اس.آی.اس» (CSIS) در دسامبر سال 1999 گزارش مشابهی منتشر کرد. آنها برآورد کردند ممکن است، 400 فرقه‌ای که به ترویج عقاید آخرالزمانی سال 2000 می‌پردازند، برای جلو انداختن روند آخرالزمان اسلحه جمع‌آوری کرده باشند. سی.اس.آی.اس گزارش داد:
نزدیک شدن سال 2000 موجب برانگیختن اضطراب‌های هزاره‌گرایان و تشدید نگرانی‌ها نسبت به حوادث بعد از آن و تهدیدهای بالقوة گروه‌هایی که می‌خواهند با خشونت از عقاید خود دفاع کنند، شده است. مشخص نیست چه فرقه‌هایی پتانسیل خشونت دارند. با این حال نباید این احتمال‌ها را نادیده انگاشت. آنها ممکن است اهدف خود را به اشکال گوناگونی آشکار کنند.
 در اسرائیل نگرانی‌هایی نسبت به احتمال خودکشی‌های دسته‌جمعی با انگیزة مذهبی وجود داشت. این نگرانی‌ها حول دو موضوع بود؛ اول، اینکه اورشلیم کانون اصلی خودکشی‌های دسته‌جمعی قرار گیرد و دوم اینکه تروریست‌های مسیحی با هدف به راه انداختن جنگ آرماگدون و بازگشت مسیح به اورشلیم هجوم آورند.
نیروهای امنیتی اسرائیل در طول سال 2000، انتظار سه‌میلیون توریست را داشتند. به نظر می‌رسید این احتمالات جدی گرفته شده‌اند. دستگیری توریست‌ها و افرادی که دچار اختلالات ذهنی بودند برای نیروهای اسرائیلی کار بسیار طاقت فرسایی بود. یک سخنگوی پلیس گفت:
اگر برخلاف انتظار، مسیحا ظاهر نشود، از این وحشت داریم که بعضی از معتقدان ناامید، ابتکار عمل را در دست گیرند و روند آخرالزمان را تسریع بخشند. با مشکلاتی که هم اکنون در اینجا داریم، اسرائیل به سختی می‌تواند از پس چنین حوادثی برآید.

اخبار جالب توجه
با نزدیک شدن  هزارة سوم، پیشگویی‌های آخرالزمان اثر بزرگی بر ملت آمریکای شمالی داشت:
 انتشار مجموعة کتاب‌های «تیم لاهی»4 و «جری جنگینز»5 با نام رها شده6: [این کتاب‌ها]، شاهد موفقیت عظیمی بود. بیش از 17 میلیون نسخه از این مجموعه از تاریخ 27 جولای 2000 فروخته شد. رمان هفتم این مجموعه با عنوان سکنا گزیده: وحش به تصرف درمی‌آورد بین ماه مه سال 2000 تا پایان ماه جولای، بیش از دومیلیون نسخه فروش داشت.
 روان‌پزشکان اسرائیل، ماه مه 1998: یک منبع خبری ناشناس گزارش داد: روان‌پزشکان اسرائیلی در حال آماده شدن برای مواجهه با هجوم زائرانی می‌باشند که با مشکلات روانی هزاره روبرو هستند. دکتر «یربار ال» دربارة علایم بیماری اورشلیم اسناد و مدارک تهیه کرده است. او می‌گوید:
بیماران را زائرانی تشکیل می‌دهند که خود را یکی از شخصیت‌های کتاب مقدس (عیسی(ع)، داوود(ع)، مریم مقدس و حتی مریم مجدلیه) یا افراد برگزیده و کسانی که مأموریت الهی دارند، می‌دانند. کلینیک «جیویت شال» معمولاً در سال 150 نمونه از این بیماران را معالجه می‌کند. حدود 40 نفر از این افراد باید به بیمارستان فرستاده شوند. از نوامبر سال 1997 شمار مبتلایان 50 تا 60 درصد افزایش داشت. این اختلال به میزان قابل توجهی در میان مسیحیان پروتستان و یهودیان و در آمریکا و اروپا شایع است. انتظار می‌رفت صدها نمونه از این نوع بیماران در سال 2000 در میان سه میلیون زائر سرزمین مقدس وجود داشته باشند.
 اقامت در اسرائیل، 1998: ریچارد لاندز، مدیر مرکز مطالعات هزاره دانشگاه بوستون به مسئولان اسرائیل پیشنهاد داد از پذیرش توریست‌هایی که بلیت رفت و برگشت و محل اقامت مشخص ندارند خودداری کنند. او گفت:
به نیروهای اسرائیلی می‌گویم: کوه زیتون ممکن است در تسخیر کسانی که در انتظار بازگشت مسیح در آن سکنا می‌گزینند، قرار گیرد. اگر آنها بعداز ناامیدی از این موضوع به حفاری زمین بپردازند با وضعیت خاصی روبرو می‌شوید.
 مهاجرت مسیحیان به اسرائیل، 1998: بعضی از مسیحیان اوانجلیک ایالات متحده آمریکا، دارایی‌های خود را فروختند و به سمت کوه زیتون کوچ کردند. هتل کوه زیتون در تبلیغات خود چنین آورده بود:
دوست دارید روزی که عیسی مسیح باز می‌گردد چگونه در کوه زیتون اقامت داشته باشید؟
 این هتل را مسلمانان فلسطینی اداره می‌کنند. از تاریخ اکتبر 1998، سه گروه مذهبی شناخته شده ایالات متحده مشغول فروش اموال خود و حرکت به سوی اورشلیم بودند.
 نامة مسالمت‌آمیز کلیسای اوانجلیک لوتران آمریکا، نوامبر 1998: خبرگزاری بین‌المللی کلیسای مسیحی در 18 نوامبر سال 1998 گزارش داد:
اسقف‌های کلیسای اوانجلیک لوتران آمریکا نامة  مسالمت‌آمیزی منتشر نموده و با رد پیشگویی‌های وحشیانه در مورد پایان جهان اعلام کردند باید، با امید، به هزارة سوم خوشامد گفت.
«اچ. جرج اندرسون»، اسقف سرپرست و 65 اسقف شورای این کلیسا که بیش از 5 میلیون عضو دارد گفت: انتشار این نامه به دلیل هراس رو به افزون تغییر هزاره ضروری بود.
 فیلم‌های آخرالزمانی، اکتبر 1999: «امگا کد»، فیلم مستقل شبکه «ترینیتی»،7 بزرگ‌ترین تلویزیون مسیحیان اوانجلیک در ایالات متحده، می‌باشد. موضوع اصلی فیلم نمایش «جذبه»؛ یعنی زمانی است که مسیحیان رستگار، چه زنده و چه مرده، برای ملاقات با مسیح به سمت آسمان عروج می‌کنند. تیم 2400 نفره‌ای از کشیشان به تبلیغ این فیلم می‌پرداختند. «هال لیندسی»، پیشگوی پرکار کتاب مقدس، مشاور این فیلم در زمینة پیشگویی‌ها بود. امگا کد تا 25 اکتبر جزو ده فیلم برگزیدة هفته به شمار می‌رفت.
 عکس‌العمل یهودیان به مراسم 31 دسامبر: 31 دسامبر سال 1999 مصادف با روز جمعه بود. غروب جمعه با آغاز روز مذهبی یهودیان همراه است. بسیاری از یهودیان نسبت به شرکت در روز جشن مسیحیان و انجام وظایف مذهبی خود در روز شنبه دچار دوگانگی شدند. یهودیان در ایالات متحده از سه روایت متفاوت پیروی می‌کنند و هریک رفتار متفاوتی نسبت به این دوگانگی داشتند:
ـ یهودیان ارتدوکس: آنها هرگونه امر دنیوی را در انجام وظایف مذهبی روز شنبه رد نمودند. اتحادیة جماعت ارتدوکس آمریکا، بزرگ‌ترین کنیسة یهودیان ارتدوکس، اعضای خود را به مقاومت در برابر سازش با فرهنگ سکولار آمریکا فراخواند. آنها تهدید کردند سند «کوشر»8 یکی از رستوران‌های نیویورک را که مورد مصرف یهودیان ارتدوکس است، باطل می‌کنند. خاخام‌های ارتدوکس اسرائیل سعی کردند فعالیت‌های هتل‌ها و رستوران‌های کوشر کشور را، حتی اگر مشتریان غیریهودی باشند، محدود سازند.
ـ یهودیان اصلاح طلب: بسیاری از جماعت‌های یهودی اصلاح‌طلب که به اتحادیة لیبرال گروه‌های عبری آمریکا مرتبط‌‌اند تصمیم گرفتند، هرچه زودتر فعالیت‌ها را تعطیل کنند و اعضای خود را برای شرکت در امور سکولار و جشن آزاد بگذارند.
ـ یهودیان محاظفه‌کار: اتحادیة کنیسة حذب یهودیان محافظه‌کار آمریکا رساله‌ای را با عنوان، «شنبة قرون» به چاپ رساند. آنها اعضای گروه خود را به سپری کردن آن‌روز به روش یهودی و در کنار خانواده وادار نمودند.

پی‌نوشت‌ها:
1. Trends Research Institute.
2. Yankelovich Partners.
3. Richard Landes.
4. Tim Lahaye.
5. Jerry Jenkins.
6. Left Behind.
7. Trinity Broadcasting Network.
8. مصرف گوشتی که به روش یهودی ذبح شده است (م).

ماهنامه موعود شماره 56 

دسته ها :
دوشنبه ششم 8 1387

 

بشر به مقتضاى حب ذات و طبیعت جستوجوگر خود همواره به سرانجام دنیا مى‌‌اندیشد و اکنون که فقر و فساد، ظلم و ستم، تبعیض و ناجوانمردى، استعمار و استثمار، انحصارطلبى قطب سلطه گر و صدها و هزاران پدیده نا میمون فرهنگى، سیاسى و اقتصادى و اجتماعى به صورت وحشتناکى بر جوامع بشرى چنگ انداخته و عرصه را بر انسان‌‌هاى آزادیخواه و طالب حداقل حقوق انسانى تنگ نموده، این سؤال که آینده جهان و پایان تاریخ چگونه خواهد بود از اهمیت ویژه برخوردار است.


و اهمیت بیشتر آن زمانى روشن‌‌تر مى‌‌گردد که به این نکته توجه داشته باشیم که بشر در دوران اوج شکوفایى علمى، صنعتى و تکنولوژى است و این همه رشد و ترقى نه تنها مشکلى از بشر خسته از جنگ‌‌ها و خونریزى‌‌ها، اضطراب‌‌ها و تشویش‌‌ها، نامردمى‌‌ها و تبعیض‌‌ها برطرف نساخته، که مایه تورّم مشکلات و تشدید دردهاى او گردیده است.

اکنون باید بگوییم این حق آدمى است که بداند بشر در سیر قهقرایى به گرداب فلاکت و بدبختى افکنده خواهد شد یا با آینده‌‌اى روشن و عصرى طلایى که آدمى به حقوق انسانى خود مى‌‌رسد و به سعادت و فلاح دست مى‌‌یابد مواجه مى‌‌شود. دانستن هر یک از این دو پاسخ فقط رفع یکى از مشکلات فکرى او نیست بلکه نوع جهت‌‌گیرى او را در زندگى معین خواهد کرد و او را از خمودگى و سستى، یأس و افسردگى، اضطراب و پریشانى، انحطاط و سقوط خارج ساخته به انسانى پرتکاپو و فعال، امیدوار به آینده، صبور، مقاوم و ترقى خواه تبدیل خواهد کرد.

همه ادیان الهى و بیشتر مکاتب بشرى، درباره پایان تاریخ، اظهار نظر کرده‌‌اند. در همه پیش‌‌گویى‌‌هاى{ . نجات بخشى در ادیان، ص 13 و 14؛ على و پایان تاریخ، ص25-15. }
مربوط به آخرالزمان، خبرهاى وحشتناک و نگران‌‌کننده‌‌اى وجود دارد؛ ولى اغلب بر این امر اتّفاق نظر{. هزاره گرایى، ص 25}
است که پایان کار بشر، روشن و سعادت‌‌آمیز است. در تمام فرقه‌‌ها و{نجات‌‌بخشى در ادیان، ص 13 و 14.}

مذاهب اسلامى، کم و بیش سرانجام سعادت‌‌مند بشر پیش‌‌بینى شده است.{ . قیام و انقلاب مهدى، ص 5.}
در متون زرتشتى (از آیین‌‌هاى باستان) به صراحت از دوره طلایى بشر در پایان جهان یاد شده که به آشوب‌‌ها و بلاهاى بسیار مسبوق خواهد بود و با ظهور واپسین منجى (سوشیانس) محقّق مى‌‌شود. در آیین هندوان نیز هر{ اوستا، گاهان، یسنه 46، ب 3 و یَشتها، اردیبهشت، ب 10 - 17 و فروردین، ب 129؛ نجات‌‌بخشى در ادیان، ص 3 - 71.}

دوره انسانى به چهار قسمت تقسیم شده که قسمت چهارم آن، مظهر غروب و افول تدریجى معنویت اوّلیه است و از آن، به عصر ظلمت (Kali Yuga) تعبیر مى‌‌شود؛ سپس منجى بشر ظاهر شده و با فروپاشى جوامع انسانى و ازبین رفتن شرارت‌‌ها، دوره‌‌اى نو آغاز مى‌‌گردد. در متون بودایى نیز از این{. بحران دنیاى متجدّد، ص 1 و اوپانیشاد، ص 772 - 774 و 737.}
دوره، سخن به میان آمده است. در{ . بودا، ص 518 و 519؛ على و پایان تاریخ، ص 23. }
ادیان ابراهیمى، بیش از آیین‌‌ها و مکاتب دیگر بر دوره طلایى بشر در پایان تاریخ، تأکید شده است. در عهد عتیق، برقرارى سعادت و عدالت در سرتاسر جهان پیش‌‌بینى شده که به وسیله »مشیح« محقّق مى‌‌شود. در{. کتاب مقدّس، اشعیاء 11 و 12، یوئیل 3 و 4، زکریا 9، دانیال 2: 44، و 7: 13 و 27.}

عهد جدید نیز به این مطلب پرداخته شده و مکاشفه یوحنا به طور کامل به{ . کتاب مقدّس، متى 24: 15 - 44، و رسل 2: 17 - 21. }
حوادث ناگوار آخرالزمان، اختصاص یافته و در پایان آن، به برقرارى صلح و آرامش جهان تحت حاکمیت مؤمنان اشاره شده است. در میان مکاتب{ کتاب مقدّس، مکاشفه یوحنا 4 - 22؛ نجات بخشى در ادیان، ص113 - 133.}

بشرى، پیش‌‌بینى »مارکس« از مدینه کمونیستى همراه با کمون نهایى ایجاد شده، تصویرى از جامعه بى‌‌طبقه و بى‌‌نیاز از دولت را ارائه مى‌‌دهد.{ مارکس و مارکسیسم، ص 91 - 94.}
پیش‌‌بینى‌‌هاى »رنه‌‌گنون« (عبدالواحد یحیى) از افول و فروپاشى تمدّن مادّى غرب و ظهور مجدّد حقّ و حقیقت که با نظر به داده‌‌هاى آیین‌‌هاى باستان و ادیان ابراهیمى ارائه شده خبر مى‌‌دهد. نظریّه پایان تاریخ{ بحران دنیاى متجدّد، ص 2، 20، 55، 105، 154 و 186؛ علائم آخرالزمان، ص 188 - 199، 200 و 318.}

»فوکویاما« پیروزى نهایى نظام غربى و حاکمیّت ابدى آن بر سرتاسر جهان را پیش‌‌بینى کرده است و نظریّه{ . »پایان تاریخ و آخرین انسان‌‌ها« مجله اطلاعات سیاسى واقتصادى، ص 22.}

»برخورد تمدّن‌‌ها« از »هانتینگتون«، جنگ جهانى تمدّن‌‌ها و نظم جهانى نوین براساس مرزهاى تمدّنى را در پایان این دوره از جهان، پیش‌‌بینى مى‌‌کند.
{ . برخورد تمدّن‌‌ها و بازسازى نظم جهانى، ص 485 و 516. }


دیدگاه کلّى قرآن درباره پایان تاریخ
دیدگاه قرآن درباره سرانجام بشر، دیدگاهى خوش‌‌بینانه بود و پایان دنیا، پایانى روشن و سعادت آمیز دانسته شده است. سرانجامف سعادت‌‌مند جهان، همان تحقّق کامل غرض آفرینش انسان‌‌ها است که چیزى جز عبادت خداوند نخواهد بود:
»و مَا خَلَقتف الجفنَّ والإفنسَ إفلَّا لفیَعبدونَ.« (ذاریات(51)، 56).

عبودیّت الهى در سطوح گوناگون فردى و اجتماعى آن، براساس برنامه‌‌ریزى خداوند و در چارچوب اصل اختیار واقع شده و غالب انسان‌‌ها از آن بهره‌‌مند مى‌‌شوند:
»وَعدَ اللَّهف الَّذینَ ءَامَنوا مفنکفم وعَمفلوا الصَّلفحتف لَیَستخلففنَّهفم ففى‌‌الأَرضف... ولَفیمَکّفننَّ لَهفم دفینَهفم الَّذفى ارتَضى لَهفم و لَیفبدّفلنَّهفم مفن بَعدف خَوفهفم‌‌أَمناً یَعبفدونَنفى لَایفشرفکونَ بفى شَیئاً« (نور(24)،55).
»هفو الَّذفى أَرسَلَ رَسولَهف بفالهفدى وَدفینف الحَقّ لفیفظهفرَهف عَلَى‌‌الدّفینف کفلّفهف.« (توبه(9)،33؛ فتح(48)،28؛ صف(61)،9)
{. تاریخ الغیبة الکبرى، ص 233 - 239؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص33. }

آیات ناظر به آینده جوامع انسانى، بر عنصر خوش‌‌بینى در جریان کلّى نظام طبیعت و طرد عنصر بدبینى درباره پایان کار بشر تأکید ورزیده، به نوعى فلسفه تاریخ براساس سیر صعودى و تکاملى آن اشاره دارد. از{ قیام و انقلاب مهدى، ص 6 و 14.}

نگاه اسلام، دین با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، در کامل‌‌ترین شکل خود به بشر عرضه شده:
»اَلیَومَ أَکمَلتف لَکفم دفینَکفم و أَتمَمتف عَلیکفم نفعمَتى و رَضیتف لَکفم الإفسلمَ دفیناً« (مائده(5)،3).
و همواره با انتقال از جامعه‌‌اى به جامعه دیگر شکوفاتر مى‌‌گردد:
»مَنْ یَرتدَّ مفنکفم عَن دفینفه فَسوفَ یأتفى اللّهف بفقَومف یفحفبّفهم و یفحفبّونَه«. (مائده(5)،54){ . فلسفه تاریخ، ص 251-247. }
خداوند از پیامبران گذشته، پیمان گرفته که به پیامبر خاتم(ص) ایمان‌‌آورده، به‌‌او یارى رسانند (آل عمران(3)،81) بنابراین، تمام نبوت‌‌ها و شرایع پیشین، مقدمه و پیش درآمد شریعت ختمیّه‌‌اند. از ظاهر برخى{. نهج البلاغه، ص 20؛ خاتمیّت، ص 21.}
آیات، چون:
»والسَّبقونَ السَّبقونَ × أفولئفکَ المفقرَّبونَ... × ثفلَّةٌ مفن الأَوَّلینَ × وَ قَلیلٌ مفن الأَخفرین« (واقعه(56)،10 - 13 و 14).
و نیز بعضى روایات برمى‌‌آید که{ . صحیح بخارى، ج 4، ص 228 و 229. }

پیشینیان از مردم آخرالزمان، فضیلت و مرتبه بالاترى داشته‌‌اند؛ امّا اهل{. بیضاوى، ج 5، ص 284؛ من وحى القرآن، ج 21، ص 329.}
تفسیر، سبقت گرفتگان را پیامبران و اصحابشان دانسته و سبقت را فضیلتى براى اقوام گذشته نشمرده‌‌اند؛ زیرا طبیعى است که اصحاب پیامبر(ص)، نسبت به تمام پیامبران دیگر و اصحابشان بسیار کم‌‌تر باشند؛ البته{. نهج البیان، ج 5، ص 135؛ نمونه، ج 23، ص 207. }

روایاتى نیز حاکى از نسخ آیه مزبور نقل شده که درست به نظر{ . الدرّالمنثور، ج 8، ص 8.}
نمى‌‌رسد؛ و به دلیل سطح بالاى{ . الکشاف، ج 4، ص 459.}

معرفت مردم آخرالزمان معجزات حسّى اقوام گذشته، جاى خود را در اسلام به معجزه عقلى و علمى (قرآن) داده و وحى قرآنى، با سخن از قرائت{ . الاتقان، ج 2، ص 252. }
و علم و قلم، آغاز مى‌‌شود:
»افقرَأ بفاسمف رَبّفکَ الَّذفى خَلَقَ × خَلَقَ الإفنسنَ مفن عَلَقف × افقرَأ و رَبّفکَ الأَکرَمف × الَّذفى عَلَّمَ بفالقَلمف × عَلَّمَ الإفنسنَ ما لَم یَعلَم«. (علق(96)، 1 - 5).

و قرآن، از دوره ماقبل اسلام، به عنوان عصر جاهلیت در مقابل عصر علم و خرد یاد مى‌‌کند:
»الجَهفلیَّةف الأفولَى« (احزاب(33)،33).
{. خاتمیت، ص 39-36.}
از این رو، طبق روایات، سوره توحید و شش آیه آغازین سوره حدید، براى اقوامى در آخرالزمان نازل شده که در کاوش‌‌هاى دینى، از اقوام پیشین ژرف‌‌اندیش‌‌تر و دقیق‌‌ترند. در{ الکافى، ج 1، ص 91.}

روایات متعدد دیگر نیز دوره آخرالزمان و مردم آن، به رغم وقوع فتنه‌‌ها و آشوب‌‌هاى بسیار، بهترین زمان و بهترین مردم شناسانده شده‌‌اند؛ بنابراین، میان دیدگاه{ بحارالأنوار، ج 52، ص 124 و 125؛ کتاب الغیبه، نعمانى، ص206. }

خوشبینانه اسلام درباره پایان تاریخ و ظهور آفت‌‌هاى اجتماعى بسیار در آن دوره، هیچ گونه تنافى وجود ندارد. برخى از پیامبران نیز به دلیل فضیلت مردم آخرالزمان، از خداوند خواسته‌‌اند که نام و راهشان در میان آنان جاوید بماند. (شعراء(26)،84) قرآن، امت{ البرهان، ج 4، ص 174.}
پیامبر را معتدل‌‌ترین و در نتیجه کامل‌‌ترین:
»و کَذلفکَ جَعلنکفم أفمَّةً وَسَطاً« (بقره(2)،143).
{ . خاتمیت، ص 19.}

و بهترین امّت:
»خَیرَ أفمَّةف افخرفجَت لفلنَّاسف« (آل عمران(3)،110).
معرفى مى‌‌کند؛ بر همین اساس،{. نمونه، ج 23، ص 208.}
خوارق عادت در آخرالزمان به کمترین میزان رسیده و خداوند از طریق سنت‌‌هاى طبیعى تاریخ، جوامع بشرى را با آزمایش‌‌هاى مختلف به حدى از بلوغ، شعور و تجربه مى‌‌رساند که زمینه حکومت جهانى صالحان مهیا شود و بر اساس سنّت همیشگى{ . تاریخ الغیبه الکبرى، ص 244-242.}

خویش، مؤمنان را بر همه موانع چیره ساخته، به فتح و پیروزى پایدار مى‌‌رساند:
»إفنَّهفم لَهمف المَنصفورونَ × و إفنَّ جفندَنا لَهفم الغَلفبون«. (صافات(37)،172 و 173).
{ . فى ظلال، ج 5، ص 3002.}
از مجموعه مباحث گذشته مى‌‌توان نتیجه گرفت که دوره اسلامى، همان دوره آخرالزمان است که تحقق کامل دیدگاه مثبت اسلام درباره پایان تاریخ، در عصر ظهور امام مهدى(عج) به وقوع خواهد پیوست.


نشانه‌‌ها و رخدادهاى مهم آخرالزمان
ختم نبوت و نزول واپسین شریعت که با ظهور پیامبر اسلام تحقق یافت، نخستین نشانه پایان تاریخ به شمار مى‌‌رود؛ لذا مفسران، مقصود{. الفرقان، ج 26 و 27، ص 109.}

ازنشانه‌‌هاى قیامت‌‌رادر آیه ذیل، بعثت پیامبر(ص) دانسته‌‌اند که نسبت به عمر جهان، فاصله بسیار کمى تا قیامت دارد:
{. مجمع البیان، ج 9، ص 154؛ قرطبى، ج 16، ص 159.}
»فَهَل یَنظفرونَ إفلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأتفیَهفم بَغتَهً فَقَد جَاءَ أَشراطفها«. (محمد(47)،18)
در آخرالزمان وقایع فراوان دیگرى نیز پیش‌‌بینى شده که بیشتر به دوره پایانى آن (مقارن با ظهور حضرت مهدى) مربوط مى‌‌شود:

1. بحران معنویّت: پیش از ظهور امام زمان(عج) جوّ حاکم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود:
»افقتَربَ لفلنَّاسف حفسابفهفم و هفم ففى غَفلَةف مفعرفضون.« (انبیاء(21)، 1).
در این آیه، مردم آخرالزمان، به غفلت و اعراض از خداوند، متّصف شده‌‌اند. در روایات نیز منظور از{. التفسیر الکبیر، ج 22، ص 140؛ التحریروالتنویر، ج 17، ص 9.}

اشراطالساعة که در آیه 18 سوره محمد(47) به آن اشاره شده، رواج بیش از حدّ کفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد متعدّدى از آن بر شمرده شده‌‌است.
{ . تفسیر قمى، ج 2، ص 279 - 282؛ نورالثقلین، ج 5، ص 37.}

2. وقوع اختلاف‌‌ها و درگیرى‌‌هاى بسیار: یکى از نشانه‌‌هاى آخرالزمان، اختلاف‌‌ها و درگیرى‌‌هاى فراوان میان گروه‌‌هاى گوناگون است:
»فَاختَلفَ الأَحزابف مفن بَینهفم فَویلٌ لفلَّذینَ کَفَروا مفن مَشهَدف یَومف عَظفیم.« (مریم(19)، 37) روایات، این آیه را به ظهور فرقه‌‌هاى مختلف در جهان اسلام مربوط دانسته‌‌اند که در آخرالزمان پدید آمده، موجب اختلاف‌‌هاى بسیار خواهند شد. آیه »یَلبفسَکفم شفیَعًا و یفذفیقَ{. تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 64؛ البرهان، ج 3، ص 712.}

بَعضَکفم بَأسَ بَعض« (انعام(6)، 65) نیز به وقوع اختلاف‌‌ها و قتل و کشتار در آخرالزمان تفسیر شده است. بر{. تفسیر قمى، ج 1، ص 232.}

اساس روایتى، آیه »ولَنبلونَّکم بشى‌‌ءف مفن الخَوف و الجفوع و نَقصف من الأَمولف و الأَنففس...« (بقره(2)،155) به ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى و فقر و کشتار در آخرالزمان اشاره دارد.
{ . نور الثقلین، ج 1، ص 142.}

3. ظهور دجّال: درهرسه دین آسمانى یهود، مسیحیت واسلام، ظهورفاسدترین ومخرّب‌‌ترین جریان منحط در طول تاریخ، پیش بینى و از خطر آن پرهیز داده شده است. دجّال{P . کتاب مقدّس، عهد قدیم، زکریا 9: 6 و 7 و دانیال 7: 19 - 27 و عهد جدید، متّى 24: 15 - 25 و نامه اول یوحنا 4: 1 - 6 و مکاشفه یوحنا 13: 11 - 17؛ سفینةالبحار، ج 2، ص 162 و 163.}

که تجسّم کفر، فریب و گمراهى است، در آخرالزمان ظاهر شده، مردم را به پرستش خویش مى‌‌خواند. برخى از مفسّران، تفسیر آیه »لَخلقف السّموتف والأرض أکبرف مفن خَلقف النّاسف« (غافر(40)،57) را به ظهور دجّال ناظر دانسته‌‌اند که دردید مردم، عظیم‌‌ترین موجود جلوه مى‌‌کند؛ در حالى که{ تاریخ مابعدالظهور، ص142-139؛ علائم آخرالزمان،ص303 - 316.}

خداوند، او را از بسیارى مخلوقات دیگر کوچک‌‌تر مى‌‌شمارد. سرانجام این{. کشف‌‌الأسرار، ج 8، ص 482 - 484.}
پدیده به دست عیسى(ع) محو و نابود خواهد شد.
{. همان، ج2، ص141 - 143؛ الدرّالمنثور، ج5، ص674 و 675.}

4. وقوع مصائب: برخى از آیات عذاب بر کافران و گنه‌‌کاران آخرالزمان که نزول عذاب را انکار مى‌‌کنند؛ تطبیق داده شده است:
»إن أتکفم عَذابفهف بَیَتاً أَو نَهاراً مَا ذَا یَستَعجفلف مفنهف الفمجرفمونَ«. (یونس(10)،50) »فَإفذا نَزلَ بفسَاحَتهفم فَساءَ صَباحف المفنذرین«. (صافات(37)،177).

{ . بحارالانوار، ج 9، ص 213 و 232، ج 52، ص 185؛ ج 53، ص56.}
با استفاده از آیه 65 انعام(6)، برخى از این عذاب‌‌ها بدین شرح گزارش شده‌‌اند: صدایى هراسناک و دود در آسمان و حاکمان ستمگر:
»قفل هفو القادفرف عَلى أَن یَبعَثَ عَلیکفم عَذاباً مفن فَوقفکفم«، فرو رفتن برخى انسان‌‌ها در زمین.
»أَو مفن تَحتف أَرجفلفکفم«، اختلافات بسیار در دین، »أَو یَلبفسَکفم شفیَعاً« قتل و کشتار »و یفذفیقَ بَعضَکفم بَأسَ بَعض«. در این دوره زمانى، ترس و ناامنى،{ تفسیر قمى، ج 1، ص 232.}

گرسنگى و قحطى و فقر و کشتار نیز بسیار رخ خواهد داد:
»وَ لَنبلفونَّکفم بفشَى‌‌ءف مفنَ الْخَوفف والْجفوعف و نَقصف مفن الأَمولف وَالأَنففس....«.
{ نورالثقلین، ج 1، ص 142.}

5. خروج سفیانى: بیشتر مفسّران، از ظهور لشکرى طغیانگر که در »آخرالزمان در کشورهاى اسلامى به ستم و تعدّى پرداخته، سرانجام در صحرایى بیرون از مکّه، گرفتار عذاب الهى مى‌‌شوند«، خبر داده و آیه »ولَو تَرى إفذ فَزفعفوا فَلَا فَوتَ و أفخفذوا مفن مَکانف قَرفیب« (سبأ(34)،51) را درباره آن لشکر دانسته‌‌اند. در روایات شیعه و سنّى، نام رهبر این لشکر، سفیانى ذکر شده است. آیه »أَفأَمفنَ‌‌الَّذینَ مَکَروا السَّیّفَاتف{P . جامع‌‌البیان، مج 12، ج 22، ص 129؛ الدرّالمنثور، ج 6، ص712 - 714؛ عیّاشى، ج 2، ص 57. P}

أَن یَخسففَ اللّهف بفهفمف الأَرضَ... .« (نحل(16)، 45) نیز که توطئه‌‌گران را به فرو رفتن در زمین تهدید مى‌‌کند، بر لشکر سفیانى تطبیق داده شده است. آیه{ البرهان، ج 1، ص 352 و 354.}
»...ءَامفنوا بفما نَزَّلنا مفصَدّفقًا لفما مَعَکفم مفن قَبلف أَن نَطمفسَ وفجوهًا فَنَرفدَّها عَلى أَدبارفهَا« (نساء(4)، 47) نیز درباره بازماندگان لشکر سفیانى تأویل شده که صورت‌‌هایشان معکوس گشته، پشت سرشان قرار مى‌‌گیرد.
{. همان.}

6. نداى آسمانى: بنابر روایات شیعه، جبرئیل نخستین کسى است که‌‌با امام‌‌زمان(عج) بیعت کرده و با صدایى بلند به گونه‌‌اى که به گوش همه جهانیان برسد، این آیه را تلاوت مى‌‌کند:
»أَتى أَمرف اللّهف فَلَا تَستَعجفلفوهف؛ فرمان خدا رسید؛ پس دیگر شتاب مکنید«. (نحل(16)، 1).
{ تفسیر عیّاشى، ج 2، ص 254.}

آیه »وَاستَمفع یَومَ یفنادف المفنادف مفن مَکانف قَریبف × یَومَ یَسمَعونَ الصَّیحَةَ بفالحَقّف ذلفکَ یَومف الخفروجف« (ق(50)،42ù41) نیز به این حادثه، تأویل شده است.
{. نورالثقلین، ج 5، ص 118 و 119.}

7. ظهور منجى بزرگ بشر: مهم‌‌ترین رخداد آخرالزمان، ظهور دوازدهمین امام شیعیان براى رهایى انسان‌‌هاست: »جَاءَالحَقّف و زَهقَ البطفلف إفنَّ البطفلَ کانَ زَهوقًا.« (اسراء(17)، 81) این آیه که از پیروزى چشمگیر حق بر باطل سخن مى‌‌گوید، در روایات به ظهور مهدى(عج) تأویل شده است. آیه P}148 . البرهان، ج 3، ص 576. }

بقره(2). آیه »أَینَ ما تَکونفوا یَأتف بفکفمف اللّهف جَمفیعًا« نیز بر یاران نخستین مهدى(عج) که خداوند آنان را گرداگرد حضرت حاضر مى‌‌سازد، تطبیق داده شده است. آیه »فَإفن یَکففربفها هؤفلَاءف فَقَد وَکَّلنا{ مجمع‌‌البیان، ج 1، ص 426؛ البرهان، ج 1، ص 347 - 355.}

بفها قَومًا لَیسوا بفها بفکفرین«{. البرهان، ج 2، ص 448.}
(انعام(6)،89) نیز چنین است.

8. نزول عیسى(ع): یکى از رخدادهاى آخرالزمان، فرود آمدن عیسى(ع) از آسمان است: »و إفنَّه لَعفلمٌ لفلسَّاعَةف فَلاتَمتَرفنَّ بفها« (زخرف(43)، 61)، »وإفن مفن أَهلف الکفتبف إفلَّا لَیفؤمفنَنَّ بفه قَبلَ مَوتفهف.« (نساء(4)، 159) مفسّران با استفاده از این آیات، ظهور دوباره عیسى(ع) در آخرالزمان راپیش‌‌بینى کرده‌‌اند و در روایات نیز تصریح{ جامع‌‌البیان، مج 3، ج 3، ص 394 - 396؛ مج 4، ج 6، ص 25 - 30؛ مج13، ج25، ص115 و 116؛ کشف‌‌الأسرار، ج 9، ص 74 و ج 2، ص 143؛ ابن‌‌کثیر، ج 1، ص 589 و 590.}

شده که وى در بیت‌‌المقدّس به نماز جماعت امام‌‌زمان(عج) اقتدا و در جنگ‌‌هاى ایشان نیز شرکت خواهد کرد. براساس این تفسیر، فرود آمدن{ مجمع‌‌البیان، ج 3، ص 211؛ نورالثقلین، ج 1، ص 571؛ روح‌‌المعانى، ج 14، ص 147.}
عیسى(ع) از آسمان، یکى از نشانه‌‌هاى نزدیکى قیامت شمرده شده و از ایمان آوردن همه اهل کتاب به حضرت عیسى(ع) در آخرالزمان که یکى از فرماندهان امام‌‌زمان به شمار مى‌‌رود، خبر داده شده است.

9. خروج جنبنده‌‌اى از زمین: قرآن با رمز و ابهام از خروج جنبده‌‌اى حکایت مى‌‌کند که هنگام رویگردانى مردم از معنویّت ،از زمین خارج شده، با مردم سخن مى‌‌گوید. »و إفذا وَقعَ القَولف{. المیزان، ج 15، ص 396.}

عَلَیهفم أَخرَجنا لَهفم دابَّةً مفنَ الأَرضف تفکَلّفمفهفم أَنَّ النَّاسَ کَانوا بفَایتفنا لَایفوقفنون«. (نمل/27، 82) در تفاسیر، مطالب بسیارى درباره این موجود شگفت بیان شده که تا حدّ{P . جامع‌‌البیان، مج11، ج20، ص20-18؛ کشف‌‌الأسرار، ج7، ص258-256؛ قرطبى، ج 13، ص 156 - 158.}

بسیارى غیر واقعى و بى‌‌اساس به نظر مى‌‌رسد و در ظاهر برگرفته از منابع{ . المیزان، ج 15، ص 396.}
اسرائیلى است.
{. کتاب مقدّس، مکاشفه یوحنا 13.}

10. هجوم یأجوج و مأجوج: قومى وحشى و فاسد با تخریب سدّ ذوالقرنین، در اندک زمانى سرتاسر جهان را پر از ظلم و فساد خواهد کرد تا آن که بنابر روایات، در عصر ظهور مهدى، به طور کلّى از بین خواهد رفت: »حَتَّى إفذا ففتفحَت یَأجوجف و مَأجوجف و{ جامع‌‌البیان، مج 10، ج 17، ص 115 - 121؛ تاریخ مابعدالظهور، ص 146 - 150.}

هفم مفن کفلّف حَدَبف یَنسفلون.« (انبیاء(21)،96) برخى، یأجوج و مأجوج را یکى از نژادهاى انسانى، با صفات ظاهرى خاص یا موجوداتى خارق‌‌العاده دانسته‌‌اند که از پشت مانعى مادّى خارج شده، به کشتار مردم و تخریب منابع طبیعى خواهند پرداخت. برخى{ کشف‌‌الاسرار، ج5، ص743- 746؛ الدرّالمنثور، ج 5، ص677-674؛ المیزان، ج 13، ص 336 - 398.}

دیگر نیز آنان را نمادى از یک تمدّن مادّى مخرّب شمرده‌‌اند که سدّ معنوىف ساخته شده به دست پیامبران را منهدم و حیات طبیعى و معنوى را بر کره زمین تهدید خواهد کرد؛ در هر حال،{P . تاریخ ما بعد الظهور، ص 151؛ علائم آخرالزمان، ص200 - 202؛ الفرقان، ج 15 و 16، ص 213 - 223.}

بیش‌‌تر مفسّران با استناد به آیه »وَ تَرَکنَا بَعضَهفم یومَئفذف یَموجف ففى بَعضف و نفففخَ ففى‌‌الصّفورف فَجَمَعنهم جَمعًا« (کهف(18)، 99) که بنابر قول مشهور، به هجوم آنان اشاره داشته و بى‌‌درنگ از قیامت سخن به میان آورده، آن را از نشانه‌‌هاى متّصل به قیامت شمرده‌‌اند و سخن از بازگشت برخى اقوام گذشته را هنگام خروج یأجوج و مأجوج مربوط به قیامت دانسته‌‌اند: »و حَرَامٌ عَلى قَریَةف أَهلَکنها{. مجمع‌‌البیان، ج 7، ص 102؛ کشف‌‌الأسرار، ج 6، ص 306 و 307؛ المیزان، ج 14، ص 326. }

أَنَّهفم لَایَرجفعونَ × حَتَّى إفذا ففتفحَت یَأجوجف و... .« (انبیاء(21)، 95 و 96) برخى دیگر، این حادثه را به استناد روایات بسیار، به دوران ظهور مربوط دانسته و اشاره{ الفرقان، ج 16 و 17، ص 362 - 365.}
به بازگشت برخى اقوام را به مسأله »رجعت« ارتباط داده‌‌اند.
{تاریخ ما بعدالظهور، ص 150؛ الفرقان، ج 16 و 17، ص 365-362.}

11. رجعت: در آخرالزمان برخى از نیکوکاران و بدکاران زمان‌‌هاى گذشته، دوباره زنده مى‌‌شوند. »وَ یَومَ نَحشفرف مفن کفلّف أفمَّةف فَوجاً مفمَّن یفکَذّفبف بفَایتفنا.« (نمل(27)، 83) این آیه فقط به برانگیخته شدن عدّه‌‌اى از مکذّبان و نه همه آن‌‌ها اشاره کرده؛ بدین جهت، روایات و مفسّران شیعه، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به آخرالزمان مربوط دانسته‌‌اند که عدّه‌‌اى از نیکوکاران و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایى اعمال خویش را خواهد دید. مرگ و زندگى{ . مجمع‌‌البیان، ج 7، ص 366؛ البرهان، ج 4، ص 228 - 231؛ المیزان، ج 15، ص 397 و 398. }

دوباره: »رَبَّنا أَمَتَّنا اثنَتَینف و أَحیَیتَنَا اثنَتَینف« (غافر(40)، 11)، عذاب پیش از عذاب{. بحارالأنوار، ج 53، ص 56.}
بزرگ: »و لَنفذیقَنَّهفم مفنَ العَذابف الأَدنَى دفونَ العَذابف الأَکبَر« (سجده(32)، 21)،{. همان.}

ظهور بندگان پیکارجو پیش از قیامت: »فَإفذا جاءَ وَعدف أفولهفما بَعَثنا عَلَیکفم عفباداً لَنا أفولفى بَأسف شَدید« (اسراء(17)،5)، میثاق{. نورالثقلین، ج 3، ص 138 - 140. }

پیامبران با خداوند براى ایمان آوردن و یارى رساندن به پیامبراسلام: »و إفذ أَخَذَ اللّهف مفیثقَ النَّبفیّینَ... لَتفؤمفنفنَّ بفه و لَتَنصفرنَّهف« (آل‌‌عمران(3)،81) و منّت الهى بر{. تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 181.}

مستضعفان تاریخ: »و نفریدف أَن نَمفنَّ عَلَى الَّذینَ استفضعففوا ففى الأَرضف و نَجعلَهفم أَئفمَّةً و نَجعَلَهفم الورفثین.« (قصص(28)،5){ . نورالثقلین، ج 4، ص 107. }

همگى به رجعت، تفسیر و تأویل شده‌‌اند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آراى دیگرى نیز گفته شده است.
{  تاریخ ما بعدالظهور، ص 632 - 639، 647.}

12. صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان: پس از پیروزى حضرت مهدى(عج) و یارانش، آرامش و معنویّت بر جهان حاکم خواهد شد:»وَعَدَ اللّهف الَّذینَ ءَامَنوا ... وَ لَیفبدّفلَنَّهفم مفن بَعدف خَوففهفم أَمناً... .« (نور(24)، 55)، »إفنَّ الأَرضَ لفلّهف یفورف

 موعود شماره 36

دسته ها :
دوشنبه ششم 8 1387
 حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:
چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.


حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.


  • معنای فتنه
فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.


  • گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان
حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15

ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18
  • مصادیق فتنه‌ها
تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:
برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:
از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:
رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:
اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:
زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29


  • برکات بروز فتنه‌ها در جامعه
هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:
ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:
وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!
فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.


  • راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان
تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)
راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:
من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده».37

5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:
7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله



محمود مطهری‌نیا
ماهنامه موعود شماره 90

پی نوشت‌ها:

1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.
2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.
3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.
4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.
5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.
6. النهایة، ج3، ص410.
7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.
8. سورة مائده (5)، آیة 49.
9. سورة بقره(2)، آیة 193.
10. سورة حدید (57)، آیة 14.
11. سورة انفال (8)، آیة 73.
12. سورة مائده (5)، آیة 41.
13. سورة نسا (4)، آیة 101.
14. سورة توبه (9)، آیة 47.
15. السنن الوارده، ص35.
16. فتن ابن حماد، ص28.
17. همان، ص39.
18. روضه کافی، ص58.
19. السنن الوارده، ص37.
20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.
21. سورة اعراف (7)، آیة 181.
22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.
23. بحارالانوار، ج24، ص146.
24. الامالی، ص212.
25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.
26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.
27. فتن ابن حماد، ص34.
28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.
29. فتن ابن حماد، ص123.
30. کنزالعمال، ج11، ص189.
31. کمال الدین، ص288.
32. الکافی، ج1، ص396.
33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.
34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.
35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.
36. سورة زمر (39)، آیة 56.
37. سورة حدید (57)، آیة 21.
38. سورة هود (11)، آیة 113.
39. نهج السعاده، ج3، ص421.
40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

دسته ها :
دوشنبه ششم 8 1387
X